« خانم های کبوتر در خانه ما صفحه‌ی نخست | باغ صبا »

25 تیر 1387

گفته بودم خانومن؟! حرفمو پس می گیرم!!



حرفمو پس می گیرم! جوجه کبوترهای روی بالکن ما نه تنها خانوم نبودند، بلکه حتی می شود گفت که آقا بودند. چون بعد از مدتی بی ریخت و سیاه و بدقواره و ضمخت شدند. و تازه بی وفا هم بودند. به محض این که بال هاشون قوت گرفت پر کشیدند و رفتند. الان یک هفته می شود که هیچ سری به ما نزدن نامردا!!
عکس زیر آقای سالار است در حال تیمار داری از جوجه ها یک هفته قبل از پر کشیدنشان! بی کیفیتی عکس ربطی به ناشی گری عکاس ندارد. بگذارید به حساب این که ما هنوز دوربین دیجیتال نداریم و با موبایل عکس می گیریم.


Image042.jpg

نسرین قوامی

دنبالک

URL:
http://www.paaiiz.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/131

نظرها

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همیشه همین جوره میرن کفترات یکی قرشون میزنه. اما ما چند تایی یا کریم داریم که دیگه شریک زندگیمون شدن. میان تو خونه لای سفره نون میخورن تو ظرفشویی آب می خورن. خواهر همیشه می خوای بزرگ کنی با معرفتشو بزرگ کن.

نویسنده: حمید  26 تیر 1387 4:21 بֽظֽ

--------------------

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جنس مذکر اصولا ریاکاره و از اینکه حتی خودشو جای خانم جا بزنه برای جلب محبت خجالت هم نمی کشه!! به اضافه اینکه همشون نامردند،واقعا انتظار داشتی بمونن پیشت؟!

نویسنده: نسرین  27 تیر 1387 2:29 بֽظֽ

--------------------

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خيلي سال هاي پيش وقتي كه كبوتر (كفتر) زياد داشتم يكي برايم دو تا جوجه كه تازه از تخم بيرون آمده بودند، آورد. از همين كفترهاي سياه. ما به آنها مي گوييم كفتر چاهي (چون بيشتر توي چاه ها زندگي مي كنند). اين كفترها وحشي اند و اهلي نمي شوند! كفترهاي رنگي بعد از مدتي كار كردن رو آنها و آب و دون دادن به خانه خو مي گيرند و ديگر نمي روند. وقتي جوجه ها را گرفتم با خودم گفتم من اينها را اهلي مي كنم. با دست به آنها غذا مي دادم (نقش مادر و پدر) بزرگ و بزرگ تر شدند. ديگر فقط توي دستم غذا مي خوردند. رابطه شان با كبوترهاي اهلي هم بد نبود. مي پريدند لب بوم و براي غذا خوردن از توي دستم پايين مي آمدند... يك روز پر زدند و رفتند و برنگشتند. به همين سادگي اهلي نشدند....
يك نكته انحرافي. كبوتر دو تخم مي گذارد. يكي از تخم ها كبوتر ماده مي شود و ديگري كبوتر نر. قطعن يكي از جوجه كبوترهاي زشت شما هم خانم بوده است.

نویسنده: عليزاده  28 تیر 1387 8:39 بֽظֽ

--------------------

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اختیار دارین خواهر!!شما که غریبه نیستین خواستم خود نمایی نشه! یه سئوال چرا اینقدر پاییز؟

نویسنده: فروغ  30 تیر 1387 4:50 بֽظֽ

--------------------

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از بس دیر به دیر به روز میکنی یادم می ره وبلاگ داری! و میبینم که دچار افسردگی ناشی از آشیان خالی شدی...البته یه کم زوده ولی بالاخره پیش می اومد!
پاینده و پوینده باشی

نویسنده: مریم نصر  30 تیر 1387 11:32 بֽظֽ

--------------------

ارسال نظر

نام

ایمیل



نظر شما