« پایان نامه 1 صفحهی نخست | کردستان »
قاطی کرده ام. همه اطلاعاتی که ظرف این چند روز کار کرده ام غلط از آب درآمده. بس که این همکار هم اتاقی جدید تمام وقت بدون وقفه با تلفن حرف می زند. با آن خنده های وحشتناک که صداش ته دلم را ریش ریش می کند. با آن رفتارها و حرکات جلف و سبک... جناب مدیر امروز می گفت که رییس ادعا داشته ورود ایشان اداره را متحول می کند و انقلابی به راه می اندازد... حالم دارد به هم می خورد. سرگیجه دارم. اعداد و ارقام انگار از صفحه های کاغذ جدا شده اند و عین مگس دور سرم می چرخند و ویز ویز می کنند. صداها آزارم می دهد.
نسرین قوامی
URL:
http://www.paaiiz.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/99
واه واه چه حرفا!
بترکه چشم حسود.
همه میدونن ایشون نظرکردس.
نویسنده: سالار 8 اردیبهشت 1387 4:42 بֽظֽ
--------------------
سلام و عرض ارادت
1 - می گویند مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد وقتی دوستان وبلاگ نویس کم می نویسند و گزیده ذوقی برای نوشتن ما هم باقی نمی ماند گرچه هر چه چرت و پرت ها و نق زدن های امثال من کم تر شود، زندگی برای همه و از جمله خودم بهتر خواهد شد.
2 - خدا به شما صبر دهد با این همکار ها و کارها و زندگی و شوهر و پایان نامه و...
3 - نمی دانم هنوز دعوت آقاتون پابرجاست یا نه؟ به هر حال خوشحالم از زندگی مشترکتان
موفق باشید و پیروز
نویسنده: seyyed 8 اردیبهشت 1387 8:12 بֽظֽ
--------------------
سلام خواهر! شد شما زنها بروید یک جا نق نزنید. شد صدایتان در نیاید شد کارتان را بکنید زیر آب نزنید یه چند روزی هست توی اتاق ما این خانها میان و میرن کشتن ما رو دو دقیقه کار می کنن 100 دقیقه از شوهر دختر دختر خالشون تا پسر اصغر اقای سرکوچشون حرف می زنن پچ پچ پچ. خسته شدیم
به سالار خان کاشانی سلام برسون.
نویسنده: hamid 8 اردیبهشت 1387 11:38 بֽظֽ
--------------------
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
راست میگن خب...چقدر نق می زنی؟ نا سالامتی ما اسم وبلاگمونو گذاشتیم «نق» ...پاتو از تو کفش ما درآر برو مث بچه آدم زندگیتو بکن!
پاینده و پوینده باشی
نویسنده: maryam 11 اردیبهشت 1387 10:39 بֽظֽ
--------------------